تبلیغات
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها
 
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها
درباره وبلاگ


با ورود کاروان به کوفه و با دیدن سرها به نیزه و اسارت آل الله به ناگاه زنان اهل کوفه شروع به گریه و زاری کردند در حالی که گریبان چاک میدادند،امام سجاد(ع) فرمود:"إن هولاء یبکون علینا،فمن قتلنا غیرهم..."این گروه بر ما میگریند،پس چه کسی غیر اینها ما را کشته است؟
ما به عزاداریهای خود افتخار میکنیم و جای افتخار و مباهات نیز هست؛اما مبادا همین تعجب به امام عص(عج) دست دهد که اینها امروز در جلسات حسین(ع) میگریند اما در برابر جنایات و تعدی ها و حقوق و ناموس مردم ساکت اند،در حالی که اصل دین و تشیع در معرض نابودی قرار گرفته؛اینان فقط بر مصائب امام گریه میکنند.
قدری به عمق این مسئله باید نگریست...

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

برادر را به جان برادر می اندازد.  باور میکنی؟ برادران یوسف را خام کرد که به چاه بیندازندش.رهایش کنند. فرزند را به جان پدر می اندازند. فرزندان یعقوب را خام کرد که پدر را عزادار کنند.

                                              "دوستی" را بزرگترین دشمن میداند....

                                               از "محبت" بیش از همه نفرت دارد....

نفرت آفتی است که به جان همه می افتد . اما کسی که خدا را تکیه گاه کرده باشد ٰ هر چه رنج باشد میکشد ٰاما به خاک شیطان نمی افتد. آنروز که یوسف پدرش را به تخت عزیزی مصر نشاند و برادران را بخشید ٰ حتی خاطره چاه و اشکهای یعقوب هم دل شیطان را آرام نکرد .   یوسف و یعقوب به خاکش انداخته بودند.

         هر چه خراب کرده بود را از سر نو آباد کرده بودند.

یعقوب با توکل و صبر .....                و                .....یوسف با توکل و صبر





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 10 مرداد 1390
محمد

حسام‌الدین مومنی-دانشجوی رشته ی فلسفه و عرفان اسلامی

خروش عظیم برخی ملل عالم علیه جریان‌های ظالم حاكم بر آنها نویدبخش ظهور نظم نوین جهانی عادلانه‌ای است كه دلایل و عوامل بروز این حركت‌ها و برقراری نظمی جدید، از مدت‌ها قبل مشاهده می‌شد و شكل‌گیری چنین پدیده‌ای كاملا محتمل بود.

نگارنده در پی این ادعا نیست كه عنوان كند تحقق قطعی خیزش‌های موجود را پیش‌بینی كرده، بلكه مقصود این است كه با توجه به انگیزه‌ها و انگیخته‌های موجود برای ایجاد یك بیداری جهانی، احتمال به وجود آمدن این موج عالم‌گیر قابل‌ پیش‌بینی بود.

مولف برخلاف برخی نظریات مبنی بر اینكه جنبش‌های اخیر صرفا اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی هستند، معتقد است دلایل و عواملی كه موجب به وجود آمدن این بیداری‌ها شده، بیشتر ریشه‌ای فكری دارند كه این روشنگری فكری و اندیشه‌ای در عرصه بین‌الملل، محصول نشر جریان فكری جمهوری اسلامی ایران در بین آنهاست. به این دلیل طی سلسله مقالاتی با عنوان «انقلاب اسلامی و پایان بی‌خردی» به تبیین و اثبات نظریه خود خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد كه جریان انقلاب اسلامی اكنون به جریان برگزیده و برتر تبدیل شده است....



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : انقلاب اسلامیٰ بیداری اسلامی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 4 مرداد 1390
محمد

 علامه کاشف الغطاء

سید مهدی احمدی فر-دانشجوی رشته ی تاریخ اسلام

مقدمه

دربحث تقریب ازافرادی که دراین راه قدم گذاشت وتوانست موفقیتهای جالب توجه وخوبی کسب کندبی شک کاشف الغطاست.وی درراه تقریب مذاهب اسلامی بسیارتلاش می کردوبرتقریب ونزدیکی فرق اسلامی تاکیدمی ورزیدوعقیده داشت میان فرق ومذاهب اسلامی تفاهم هابیشترازتفاوتهاست ونبایدبرطبل تفرقه زدوآنچنان که درکتبش آمده آرزوی اووحدت بین شیعه وسنی بودکه تقریبابه این امرنایل آمدوازجمله بزرگان شیعی است که اعتقادبه شهادت حضرت زهرا(س)نداشت.کاشف الغطادرموضوع تقریب تلاشهای بسیارومستمری رادرمقابل بیگانگان یعنی استعمارگران وبخصوص انگلیسیهابه کاربست ودرروشنگری عوام ومردم عادی سخت می کوشیدودرتعلیم وتربیت نیزبه این دلیل که خودازاستادان برجسته ای بهره جسته بودشاگردان باجربزه عالم راتربیت کرده بودندوبه ظاهرجزوبرترین واولین هایی بودکه درکنارکارهای مذهبی وتعلیم¸کارسیاسی می کردکه در آن موقع ازوی ایراداتی نیزازسوی روحانیون وطلبه هابه وی می شدودرضمن درکنفرانسهاوهمایشهای فراوانی بامحوریت تقریب ونزدیکی مذاهب حضورداشت ومباحثات ومناظرات فراوانی رادرباره اسلام وتشیع درمقابل مسیحیان ودیگرادیان وطرفداران آنهاداشت ازمهمترین آثاروی کشاف الغطابوده است ودرسفری که به لبنان داشت درهمانجاازدواج کرد....



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 2 مرداد 1390
محمد

ایوب بنده ای بود که رنج زیاد کشیده بود. خدا امتحانش کرده بود و از هربار سر به زیر انداخته بود و شکر خدا را گفته بود. شیطان را که میشناسی.گوشه ای نشسته بود و دندان هایش را  روی هم فشار می داد.حرص می خورد.نصف این مصیبت ها کافی بود که دیگران را به خدا کافر کند.شاید حتی کمتر.اما ایوب هنوز شکر خدا می کرد.شیطان همه فکرش شده بود ایوب.آرام نداشت.

ایوب رقیب سرسختی شده بود که هر چه بیشتر مصیبت میدید صبورتر میشد.آن قدر انتظار کشید که روزی ایوب را خسته و رنج کشیده گوشه ای پیدا کرد.عصبانیش کرد.کاری کرد  قسم بخورد همسر صبورش را خواهد زد.بعد از آن همه مصیبت،این تنها خطایی بود که شیطان توانست ایوب را به آن بکشاند.کوچک بود اما خطا بود.امیدوار شده بود.همیشه از همین خطاهای کوچک شروع می شود. خشم ایوب که نشست،تازه فهمید چه کرده.داناتر از آن بود که آن ملعون را نبیند که زیر پایش نشسته.سر به آسمان کرد و خدا را خواند. خدا که دوست ترین دوستان ایوب بود،دستش را گرفت.چشمه ای برایش جوشاند.خانواده اش را از نو سامان داد و راهی یادش داد تا قسم را نشکند،اما همسرش را هم آزار ندهد. دسته ای چوب نرم نشانش داد تا با آن همسر را بنوازد.شیطان هنوز همان گوشه ایستاده بود و دندان به دندان فشار میداد. هر چی رشته بود پنبه شده بود......ایوب مرد صبوری بود





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

آدم با تنهایی کنار نمی آید. باید دم خور داشته باشد.همه جور دم خور.شیطان هم خوب میداند این را.تا وقتی همنشین خوب داشته باشی،میرود دورتر می ایستد.همنشین خیلی ها خداست.دم،به دم خدا می دهند.دلشان که میگیرد،سرشان به آسمان است.شیطان حسرتشان را می خورد.

از صد قدمی نگاه میکند و کاری از دستش بر نمی آید.وقتی پشت میکنی به خدا،جا را باز کرده ای برایش.انگار بفرما میزنی که بیا بشین،جای شماست.

گفتم که آدم با تنهایی کنار نمی آید.به خدا که رو ترش کنی تنها میشوی.آنقدر تنها که جایش حس می شود هرکس را راه می دهی به خلوتت که جایش پر شود.اول از همه هم آن می آید که چشم می کشیده ببیند کی جا باز می شود...

"صد قدم آن ورتر ایستاده و منظر است رویت را بکنی بهش و بفرما بزنی"





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

توی گوشت می خواند که پول نداری. فردا چکار میکنی؟ امروز را سر کردی. فردا دیگر همینسقف بالای سرت هم نیست. می ترساندت از روزی که نیامده. از فقری که هنوز آن قدر ها به تو نزدیک نیست. از بی پولی ، بی غذایی ، بی سرپناهی ،آن وقت دیگر حالت دست خودت نیست. ترسیده ای.امیدت را هم از خدایی که روزیت را داده بریده ای.همه چیز را فراموش می کنی. اولین طنابی که به دستت بدهد ،می کشی به امید نجات. آن وقت هلت می دهدجایی که به پای خودت نمی روی. می اندازدت به هرکار بدی که دستش برسد.

راهش را خوب بلد است...اول می ترساندت،بعد کارش را میکند.از چه می ترسی؟خدایی که امروز روزیت را داده برای فردایت هم فکری کرده..نترس

"سرت را بالا بگیر و توکل کن"





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

از اول سفت وسخت جلوش بایست. هر بار که خطا میکنی مثل جنگجویی می شوی که گاردش را کمی بازتر کرده . آن وقت صبر می کند تا دست هایت را بیاوری پایین.جنگ اصلا همان جا است.

آنها که رفته بودند احد ، فکر میکردند جنگ تازه شروع شده. فکر میکردند گاردشان را بسته اند و هیچ دشمنی نمی تواند ازشان رد شود. یادشان نبود روزها قبل ،آنقدر خطا اندوخته اند که دست هایشان ودت هاست که پایین آمده.شیطان هم صبر کرده بود تا روز احد.سر کوه که می رفتند نگاهشان می کرد. همه شان جز چند نفر راه را برایش باز کرده بودند. آن روز بود که ضربه اش را زد. وسوسه کرد. مردها به دنبال غنیمتی که وعده داده بود از کوه دویدند پایین.حالا شیطان نگاه می کرد و لبخند می زد . روزهای زیادی زحمت کشیده بود ال به جایی برساندشان که این طور گول بخورند. هر خطایی که می کردند همان جنگجو بودند که سپرش را برای دشمن کمی پایین تر می آورد. و آن روز با زمزمه ای کوچک حرف پیامبر را فراموش کردند. پس تو حواست را بده به سپری که دست گرفته ای.

پایینش نیاور...جنگ همین امروز است که نشسته ای در خانه . جنگ از همین جاست که شروع می شود





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

...داستان آدم و شیطان را آنقدر شنیده ایم که حد ندارد.شیطان که میوه درخت را به آدم تعارف زد،و آدم که وسوسه شد و برهنه در بهشت خدا سرافکنده شد،زیاد شنیده ایم.

حساب کهنه ای است با شیطان این آوارگی بشر که پاک نمی شود.فکر می کنیم تقصیر اوست که بهش سر سبز خدا را با این بیغوله دنیاعوض کرده ایم.اشتباه میکنیم. همین اشتباه را باز تکرار میکنیم و باز می گوییم شیطان بود که آن کار را کرد و این را به هم زد وباز همه تقصیرها را آوار میکنیم سرش.

اما آدم مقصر بود. آدم بود که میوه را خورد.آدم بود.میدانی چرا؟جمله ای که در گوشش خواند میدانی چه بود؟ گفت: "جاودانگی"...گفت: "ملکی که زایل نشود" و این ها همه آنچه بود که خدا به آدم داده بود.اما نمی دید.

فکر می کنی برای من و تو چه می گوید؟حرف هایش تازه است.اما همان است که گمان می کنی نداری و داری . همان که خدا به تو داده ، اما نمی بینیش.تو را هم با همین ها وسوسه می کند.آن وقت باز می گویی شیطان.این من و توئیم که آنچه را داریم،نمی بینیم دنبال آن گوش به دهان شیطان میگذاریم.





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

فکر کردی برای خدا کاری دارد که حسابش را کف دستش بگذارد؟بدون اجازه او لحظه ای بودنش ممکن نیست.خودش شیطان را اجازه داده تا در جهان بگردد.نه از روی بی عدالتی، بلکه از سر امتحان.

شیطان امتحان من و تو است. خودش گفته که برو و در گوش بنده های من هرچه میخواهی بخوان.آنها اگر حرف به گوششان رفته باشد،وزوزهای تو هیچ کارشان نمی کند.

آنها که دنبال سرت  راه می افتند مانند تو نعمت های مرا ناسپاس اند.نه که خیال کنی  خدا میخواهد من و تو گم شویم..نه..میخواهد قدر راه از چاه پیدا شود.میخواهد بدانیم و خطا نکنیم...

نه اینکه چون گوسفندان سر در زمین فرو ببریم.شیطان ترازوی فهم من و تو است از خدا.

اگر نباشد، سبکی من و سنگینی تو معلوم نمیشود.خدا دست شیطان را بسته و زبانش را باز گذاشته...

میخواهی گوش بده ...میخواهی نه..





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

بعضی وقت ها حسش میکنی که پشت سرت ایستاده و از روی شانه ات دستت را می خواند.سرش را جلو می آورد و آرام زمزمه میکند. توی گوشت حرفهایی می خواند. مثل مگس می ماند.هم خودش هم صدایش.

مگس را که با دستت پس میزنی،وزی می کند و چرخی می زند و باز می آید می نشیند همان جا که بود. از در بیرونش میکنی ، از پنجره خوش را جا میدهد تو. چشم ندارد آسایشت را ببیند.همیشه و همه جا کمین کرده. کلافه ات که می کند ، یک راه بیشتر نداری.

خدا را که بخوانی ، حساب کار دستش می آید.ورد و رمز ندارد.همین که دلت یاد خدا بیفتد دمش را می گذارد روی کولش و می رود.حتی نمی خواهد لب هایت را بجنبانی. خدا آنقدر شنواست که از ضربان قلبت هم میفهمد که می خوانیش...

چند لحظه بگذرد انگار توی حبابی از آرامش گذاشته اندت.خبری از مگس و وزوزهایش نیست





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها : دشمنٰ شیطان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی:
فانی قریب

    
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی:
و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی:
ألا تحبون ان یغفرالله لكم

    
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی:
و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه

    
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی:
الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

    
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی:
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

    
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی:
ان الله یغفر الذنوب جمیعا

    
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی:
و من یغفر الذنوب الا الله

    
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی:
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

    
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی:
الیس الله بكاف عبده

    
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) 





نوع مطلب : دلنوشته ها، 
برچسب ها : گفتگو با خدا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد

درسی از امام برای انقلابیون

حسام الدین مومنی-دانشجوی رشته فلسفه و عرفان اسلامی

تدبر در تاریخ معاصر ایران زمین، درس‌هایی به بزرگی تاریخ می‌دهد و از هر زاویه‌ به این مجموعه نگاه شود، كامل‌ترین درس‌ها گرفته می‌شود که اوج این درس آموزی در تفکرات متعالی حضرت امام خمینی(ره) نهفته است .

 اگر در نهضت امام خمینی(ره) دقیق شویم، به مطلبی بزرگ خواهیم رسید كه ناشی از اوج تیزبینی آن ابرمرد بزرگ می‌باشد. حقیقت این است که در طی دوران مبارزاتی یعنی از ابتدا تا پیروزی، حضرت امام فقط یك هدف و شعار را بیان و دنبال می‌فرمودند و آن تشكیل حكومت اسلامی بود ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : انقلابیون، امام(ره)،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 31 خرداد 1390
محمد

آنچه همه از یاد برده ایم

سید سعید مظاهری-دانشجوی رشته فلسفه و عرفان اسلامی

آنچه در سالهای گذشته، از

سالهای ابتدائی انقلاب، در طی

این همه دهه ای كه از لحاظ

فرهنگی دوران پر فراز و نشیبی

محسوب میشود. مقام معظم رهبری

دیدارهای متعددی را با اصحاب فرهنگ

و هنر داشته است اما چه میزان آنچه در

مطالبات ایشان آمده است مورد توجه قرار

گرفته شاید همان چیزی باشد كه «همه از

یاد برد ه ایم »...



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر و رسانه، 
برچسب ها : رسانه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 خرداد 1390
محمد

رسانۀ اسلامی

حسام الدین مومنی-دانشجوی رشته فلسفه و عرفان اسلامی

اندك توجهی به اطراف و اكناف تحولات معاصر معرف حضوری این مطلب است كه فصل اخیر، دوران تعاملات رسانه‌ای است و مدارهای گردش گزاره های بایدی غرب ، حول محور هست های تعریفی آنان را ، رسانه هایشان هستند که تعیین می کنند .

علوم رسانه‌ای به عنوان یكی از شاخه‌های اصلی علوم انسانی، قدرت و اقتدار خود را به رخ همگان كشیده و نشان داده كه چه عنصر ابرتأثیرگذاری بر جوامع بشری است بدین صورت كه می‌تواند هر حسنی را قبیح و هر كریهی را جمیل جلوه دهد؛ شاهد مثال هم فتنه 88 .

سؤال اینجاست كه چرا اكثر رسانه‌های معتبر جهانی تبدیل به باشگاه‌های شر پروری شده‌اند، چرا بیشتر صاحب نظران رسانه‌ای دنیا مهره‌ی درندگان و وحشی منشان مغرور شده‌اند و آراء و نظرات مخالف عقل و اخلاق و دین ارائه می‌كنند ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : رسانه اسلامی، رسانه متعهد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 خرداد 1390
محمد

باسمه تعالی

عقلانیت و فتنه

حسام الدین مومنی-دانشجوی رشته فلسفه و عرفان اسلامی

پس از فرونشست گرد و غبار فتن وظهور مجدد دوران آرامش، حکم عقل بر این است که برای استقرار امنیت و استمرار حاکمیت اسلام و قانون، فتنه های پشت سر گذاشته شده را آسیب شناسی و حوادث شبهه آلود بوجود آمده را شناسایی،ریشه یابی و هدف شناسی کرد و این گذشته ی تلخ را از تمام زوایای موجود بررسی نمود تا این ویروس کمتر توانایی حمله پیدا کند و اگر هم حمله کرد به راحتی درمان و مدیریت شود.

متاسفانه توجه به تاریخ انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که ما از این اصل بسیار مهم غفلت نموده ایم و به همین دلیل است که هنوز پس از سه دهه تجربه گاه گاه در دام فتنه می افتیم. به عنوان مثال از تیر 78تاخرداد88قریب به ده سال می گذرد که این مدت برای آسیب شناسی زمان کمی نمی باشد اما چرا پس از ده سال این زخم دوباره دهان باز کرد و چه شد که این بار خیلی از تابوهای انقلاب به باز کردن این زخم کمک یا بهتر است بگوییم زخم موجود را باز کردند. اصولا ما به حوادث تیر78چگونه نگریستیم و چرا نتوانستیم از آن حوادث درس بگیریم. سوالاتی از این قبیل، این مسئله را روشن می نماید که ما در آسیب شناسی انقلاب خود بسیار کوتاهی نموده ایم.

به هر حال با زاویه گرفتن جریان معترض به انتخابات و جدا شدن صف برادران سابق از اردوی ملت و هم آغوشیشان با مخالفان نظام و بالاخره تودهنی خوردن این جریان از ملت بزرگ ایران،باید گفت سبزی رنگ ایشان به زمستان خشک وخشن رسیده است.پس باید از این خواب وحشتناک بیدار و دست به کار شویم و حوادث اخیر را کند و کاو نماییم تا قطار انقلاب به مسیرپیشرفت و عدالت خود ادامه دهد.

اگر بخواهیم حوادثی از این دست برای کشور بوجود نیاید و تاریخ تکرار نشود باید شروع به آسیب شناسی وقایع اخیر نمود. چنانکه مقام معظم رهبری می فرمایند:"در امتحان هایی از قبیل همین حوادثی که حول وحوش انتخابات پیش آمد- قبل از انتخابات و بعد از انتخابات دیدیم که در همین زمینه ها ضعف ها و مشکلاتی داریم. این حوادث برای ما نعمت بزرگی است از این جهت که ضعف های خودمان را بشناسیم".(در دیدار اساتید دانشگاه ها 8/6/1388)

این حقیر در مطلب حاضر از دیدی کوچک به آسیب شناسی این حوادث تلخ اما درس آموز پرداخته و امیدوار است که این نهضت از طریق بزرگان و نخبگان جامعه ادامه پیدا کند تا ان شاءالله این انقلاب دوباره روی نامحرمی ها را نبیند...



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : عقلانیت، فتنه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 19 خرداد 1390
محمد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3