تبلیغات
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها - دشمنت را بشناس -7
 
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها
درباره وبلاگ


با ورود کاروان به کوفه و با دیدن سرها به نیزه و اسارت آل الله به ناگاه زنان اهل کوفه شروع به گریه و زاری کردند در حالی که گریبان چاک میدادند،امام سجاد(ع) فرمود:"إن هولاء یبکون علینا،فمن قتلنا غیرهم..."این گروه بر ما میگریند،پس چه کسی غیر اینها ما را کشته است؟
ما به عزاداریهای خود افتخار میکنیم و جای افتخار و مباهات نیز هست؛اما مبادا همین تعجب به امام عص(عج) دست دهد که اینها امروز در جلسات حسین(ع) میگریند اما در برابر جنایات و تعدی ها و حقوق و ناموس مردم ساکت اند،در حالی که اصل دین و تشیع در معرض نابودی قرار گرفته؛اینان فقط بر مصائب امام گریه میکنند.
قدری به عمق این مسئله باید نگریست...

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ایوب بنده ای بود که رنج زیاد کشیده بود. خدا امتحانش کرده بود و از هربار سر به زیر انداخته بود و شکر خدا را گفته بود. شیطان را که میشناسی.گوشه ای نشسته بود و دندان هایش را  روی هم فشار می داد.حرص می خورد.نصف این مصیبت ها کافی بود که دیگران را به خدا کافر کند.شاید حتی کمتر.اما ایوب هنوز شکر خدا می کرد.شیطان همه فکرش شده بود ایوب.آرام نداشت.

ایوب رقیب سرسختی شده بود که هر چه بیشتر مصیبت میدید صبورتر میشد.آن قدر انتظار کشید که روزی ایوب را خسته و رنج کشیده گوشه ای پیدا کرد.عصبانیش کرد.کاری کرد  قسم بخورد همسر صبورش را خواهد زد.بعد از آن همه مصیبت،این تنها خطایی بود که شیطان توانست ایوب را به آن بکشاند.کوچک بود اما خطا بود.امیدوار شده بود.همیشه از همین خطاهای کوچک شروع می شود. خشم ایوب که نشست،تازه فهمید چه کرده.داناتر از آن بود که آن ملعون را نبیند که زیر پایش نشسته.سر به آسمان کرد و خدا را خواند. خدا که دوست ترین دوستان ایوب بود،دستش را گرفت.چشمه ای برایش جوشاند.خانواده اش را از نو سامان داد و راهی یادش داد تا قسم را نشکند،اما همسرش را هم آزار ندهد. دسته ای چوب نرم نشانش داد تا با آن همسر را بنوازد.شیطان هنوز همان گوشه ایستاده بود و دندان به دندان فشار میداد. هر چی رشته بود پنبه شده بود......ایوب مرد صبوری بود





نوع مطلب : دشمن شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 30 تیر 1390
محمد
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:42 ب.ظ
Generally I don't read article on blogs, but I would like to say that this write-up very pressured me to take a
look at and do it! Your writing style has been amazed me.
Thanks, very great post.
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:13 ق.ظ
I do believe all of the concepts you've introduced in your post.

They're really convincing and can definitely
work. Nonetheless, the posts are too short for beginners.

Could you please prolong them a bit from subsequent time?

Thank you for the post.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:14 ب.ظ
Link exchange is nothing else except it is only placing the other person's weblog link
on your page at appropriate place and other person will also do same in favor of you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر