تبلیغات
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها - دغدغه امروز
 
تقاطع ما ، جایی برای حل سوء تفاهم ها
درباره وبلاگ


با ورود کاروان به کوفه و با دیدن سرها به نیزه و اسارت آل الله به ناگاه زنان اهل کوفه شروع به گریه و زاری کردند در حالی که گریبان چاک میدادند،امام سجاد(ع) فرمود:"إن هولاء یبکون علینا،فمن قتلنا غیرهم..."این گروه بر ما میگریند،پس چه کسی غیر اینها ما را کشته است؟
ما به عزاداریهای خود افتخار میکنیم و جای افتخار و مباهات نیز هست؛اما مبادا همین تعجب به امام عص(عج) دست دهد که اینها امروز در جلسات حسین(ع) میگریند اما در برابر جنایات و تعدی ها و حقوق و ناموس مردم ساکت اند،در حالی که اصل دین و تشیع در معرض نابودی قرار گرفته؛اینان فقط بر مصائب امام گریه میکنند.
قدری به عمق این مسئله باید نگریست...

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حسام الدین مومنی-دانشجوی رشته فلسفه و کلام اسلامی

مقام معظم رهبری بار دیگر در خطبه  نمازجمعه اخیرشان دغدغه های دیرینه خویش با عنوان ضعف های انقلاب اسلامی را مطرح نمودند. با توجه به سخنان معظم له سه ضعف اساسی در مقابل نظام اسلامی ما وجود دارد:

1)  گرایش به دنیا طلبی در بین مسئولین

ایشان فرمودند: بعضى از ما مسئولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادیگرائى شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگرى یواش یواش از قبح افتاد. وقتى ما اینجور شدیم، این سرریز میشود به مردم. میل به اشرافیگرى، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعى در خیلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها كردیم، ول كردیم، دچار شدیم، این سرریز میشود به مردم؛ در مردم هم این مسئله پیدا میشود. 

 2)عدم پیشرفت اخلاقی و تزکیه ای

مقام معظم رهبری فرمودند: ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهاى علمى، پیشرفت اخلاقى و تزكیه‌ى اخلاقى و نفسى پیدا نكرده‌ایم؛ این عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقایسه‌ى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در این هیچ شكى نیست - اما باید پیشرفت میكردیم. در علم پیشرفت كردیم، در سیاست پیشرفت كردیم؛ باید در معنویت و در تزكیه‌ى نفس هم پیشرفت میكردیم.

3)نرسیدن به نقطه مورد نظر اسلام در عدالت اجتماعی

نگارنده معتقد است که هر سه ضعف خطرناک فوق ریشه در یک موضوع دارد و به لحاظ آسیب شناسی، سه نمود از یک اصل غلط می باشند و آن علوم انسانی سکولار و التقاطی می باشد که به عنوان مبدا تمام انحرافات فکری و اعتقادی و نهایتا اجرایی است. یکی از نتایج این علوم در جامعه ما مدرنیزاسیون (فرایند مدرن کردن) [یا حداقل جمع بین مدرنیته و سنت با ارجح دانستن مدرنیته] مسئولان، نخبگان و سپس جامعه است...

در دل تمام مکاتب غربی یک اصل وجود دارد و آن اومانیسم(انسان خدایی) است  که خود دارای نتایجی است از جمله نتایج آن پراگماتیسم(اصالت نفع) می باشد. بنابر پراگماتیسم عدالت امری بی معنا و موهوم می باشد و برای رسیدن به منفعت هیچ حد و مرزی وجود نخواهد داشت. به این دلیل است که بدون هیچ دلیلی و تنها برای رسیدن به منافع خود به عراق و افغانستان و ویتنام و... لشگر می کشند، دو جنگ جهانی به راه می اندازند،  افریقا را به فلاکت می کشانند، 99 درصد مردم کشور خود را آدم حساب نمی کنند و قانون را تفسیر به رای می کنند. باید دانست اعتقاد به پراگماتیسم در تقدیر مدرنیته نهفته است و ما نمی توانیم مدرنیته را کاملا بپذیریم ولی خود را مصون از عواقبش بدانیم.

از جمله عواقب خطرناک مدرنیته در ایران اسلامی همین مسئله پراگماتیسم  و رسیدن به منفعت به هر قیمتی (ولو نابودی نظامی که سالین سال به خاطر به دست آوردنش شکنجه ها، زندان ها و سختی های فراوانی دیده ایم) و نادیده گرفتن عدالت اسلامی است که نمود اجرایی آن از زمان دولت آقای میرحسین موسوی با دادن امتیازات ویژه به برخی آغاز شد و در ادامه در دولت آقای هاشمی با عنوان تقدم توسعه بر عدالت به اوج خود رسید و در دولت اصلاحات پرداختن به دل مشغولی های اصلاح طلبانه عملا تسهیل کننده مسیر ویژه خواری قبلی بود. هر چند در دولت های نهم و دهم کارهایی برای حرکت به سوی عدالت محوری انجام شد ولی کافی نبوده و همچنین اشتباهاتی نیز رخ داد.

از نگاه اسلام در مقابل اندیشه اصالت نفع بحث عدالت مطرح می باشد که نگاه دقیق به محتوا و مفهوم دو مقوله ی پیشرفت و عدالت، تصدیق کننده ی لازم و ملزوم بودن این دو فضیلت  بزرگ می باشد. عدالت گرفتار در خلأ پیشرفت، تحقق پایه های جامعه ی مدنی در مرداب سکون و بی هویتی و پیشرفت بدون پشتوانه ی عدالت، تولد فرزند نامشروع لیبرالیسم غربی در دامان نظام اسلامی است. چنانکه خرد شدن کثیری زیر چرخ دنده های توسعه ی غربی نه تنها عقلی، اخلاقی و شرعی نیست، بلکه با هیچ یک از مبانی انسانی نیز مطابقت ندارد. البته در فضای مدیریتی غرب، حکومت عدالت در چنگال لابی های قدرت به اسارت ابدی رفته است، حال آنکه سیاست اداره کننده ی جامعه ی اسلامی به عدالت موکّد در آیات و روایات دینی اش وابسته است.

اما فرایند حاکم بر فضای پس از انقلاب، به خصوص در دوران سازندگی، منجر به انزوای عدالت اسلامی از عرصه ی مدیریتی اقتصادی جامعه و توجه افراطی به انجام کار اقتصادی توسط برخی مسئولین شد که نتیجه ی آن دنیا پرستی ، مصرف گرایی، تجمل گرایی مسئولان، بیشتر شدن فاصله طبقاتی و فاصله گرفتن روز به روز آن ها از دین و اخلاق و داخل شدن در مادیات و فساد و تشکیل حلقه های قدرت و ثروت نامشروع حول برخی مسئولین دگردیس شده شد و این استحاله برخی مسئلان نظام منجر به سرازیر شدن همین تفکرات مضر در بین توده مردم و تغییر ذائقه آن ها شد (مراجعه شود به کتاب توسعه و تضاد، فرامرز رفیع پور).

با این تفاصیل، دولت دوران سازندگی را می توان دولتی منبعث از تفکرات غرب و وابسته به آن (شبه لیبرال) دانست.  حال آنکه دیر هنگامی از حضور تفکر امام راحل در جامعه ی انقلابی نمی گذشت که امثال این انحرافات باعث بدعت در طریق اصیل انقلاب و رجعت برخی شخصیت های برجسته از آرمان های حضرت امام شد، که سیر این سقوط ها تا به امروز در جامعه ی انقلابی ادامه دارد. به هر روی در آن دوران علی رغم مخالفت های صریح مقام معظم رهبری، توسعه ی مدرنیته، مقدم بر توسعه ی مبتنی بر عدالت و معنویت انتخاب شد.

با ورود انقلاب اسلامی ایران به دهه ی چهارم و نام گذاری این دهه از سوی مقام معظم رهبری به دهه ی پیشرفت و عدالت، دوران جدیدی از حیات انقلاب اسلامی آغاز شد.

آنگاه که بحث از پیشرفت مبتنی بر عدالت و معنویت مطرح گشت، حلقه های قدرت و ثروتی از بزرگان دین فروخته و آقازاده های قدرت طلب که در سالیان گذشته به هر نحوی خون این ملت را مکیده بودند، به ناگاه بیدار شدند و به هر شکل ممکن قصد نابودی گفتمان عدالت و معنویت را کردند تا بتوانند به زندگی زالووار خود ادامه دهند. یکی از جنگ های تمام عیار این طیف در مقابل عدالت اسلامی را می توان در حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری مشاهده نمود.

نگارنده با ذکر این تحلیل قصد نشان دادن گوشه ای از خطرات بسیار بزرگ ورود علوم انسانی سکولار و التقاطی به جامعه اسلامی را دارد. بنابراین با توصیفی که گذشت وجود سه ضعف مذکور از زبان مقام معظم رهبری امری کاملا طبیعی می باشد.

باید تاکید کرد امروزه در راه حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران اوجب واجبات بومی کردن علوم انسانی است.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : علوم انسانی، مکاتب غربی،
لینک های مرتبط : روح انقلاب،،

       نظرات
شنبه 15 بهمن 1390
محمد
چهارشنبه 7 تیر 1396 05:45 ب.ظ
Loving the information on this site, you have done outstanding
job on the content.
یکشنبه 4 تیر 1396 12:25 ب.ظ
First off I want to say fantastic blog! I had a
quick question in which I'd like to ask if you don't mind.

I was interested to find out how you center yourself and
clear your mind prior to writing. I've had a difficult time
clearing my thoughts in getting my ideas out. I do enjoy writing
but it just seems like the first 10 to 15
minutes tend to be lost just trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Kudos!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:03 ق.ظ
Glad to be one of the visitants on this awe inspiring website
:D.
جمعه 25 فروردین 1396 02:48 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts about دغدغه. Regards
یکشنبه 16 بهمن 1390 04:39 ب.ظ
تشکر میکنم از مقاله خیلی خوبت کمتر مطلبی به این ظرافت دیدم.لطفا درمورد اومانیسم مطلبی بنویس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر